(برگرفته از نشریه تخصصی هنرهای تجسمی/ شماره 46/ دیماه 1402)
مهدی نصیری / کارشناس ارشد تاریخ هنر جهان اسلام دانشگاه تهران
یادداشت
1404/08/27
هوشمصنوعی۱ با پتانسیل بالقوهای در تغییر روند حراجیهای بزرگ در فروش آثار هنری و تاریخی ظاهر شده است. استفاده از هوشمصنوعی در این حوزه، تأثیر زیادی در پیشبینی و تخمین ارزش آثار هنری داشته است. با این حال، باید توجه داشت که هوشمصنوعی هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و نمیتواند بهطور کامل جایگزین احساسات و ادراکات انسانی شود.
استفاده از هوشمصنوعی در پیشبینی ارزش آثار هنری بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق دادهها و الگوهای پیچیده از فروشهای گذشته و شناخت ویژگیهای هنرمندان و شرایط سیاسی و اجتماعی روز امکانپذیر است، لذا ارزشگذاری آثار هنری هنوز به جوانبی از خانههای حراج مربوط میشوند که ممکن است توسط الگوریتمهای هوشمصنوعی قابل درک نباشند. عواملی مانند تجربه شخصی کارشناسان هنری و ساختارهای فرهنگی و تاریخی که همچنان نیازمند درک انسانی هستند.
آینده استفاده از هوشمصنوعی در پیشبینی ارزش آثار هنری پر چالش است، اما با پیشرفت تکنولوژی و توسعه الگوریتمهای هوشمصنوعی، امکان بهبود پیشبینی ارزش و کاهش نوسانات مالی در بازارها و حراجیهای هنری وجود دارد. برای موفقیت هوشمصنوعی در حوزه حراجیهای هنری، نیازمند تعامل و همکاری بین برنامهنویسان حوزه هوشمصنوعی و افراد متخصص در حوزه حراج و ارزشگذاری آثار هنری و تاریخی بیش از پیش احساس میشود. هرچند هوشمصنوعی میتواند در برخی جنبههای پیشبینی ارزش آثار هنری مفید باشد، اما باز هم زود است که بخواهد جایگزین کاملی برای ادراکات انسانی و ارزشهای شهودی در این حوزه شود.
همکاری بین هوشمصنوعی و انسان، بهعنوان یک ترکیب، از تواناییهای تحلیلی هوشمصنوعی و دانش و درک انسانی، بهترین راه برای استفاده بهینه از هوشمصنوعی در حراجیهای هنری بهنظر میرسد. این ترکیب میتواند منجر به تحلیلهای دقیقتر و قابل اعتمادتری در مورد آثار هنری و تاریخی و بازار آنها شود.
اقتصاد هنر و خانههای حراج
فعالیتها و آفرینشهای هنری بدون ارائه به مخاطب یا مصرفکننده نمیتوانند مطلوبیت و مقبولیت یابند و در نتیجه از گسترش و توسعه باز میمانند. صاحبنظران اقتصاد هنر عمیقاً معتقدند بازاریابی هنر باید مرزها و نقاط اشتراک خود را با مبانی عام بازاریابی تجاری بشناسد. یکی از تفاوتهای بازاریابی متعارف و بازاریابی هنر در این است که بازاریابی متعارف یا تجاری به تقاضای بازار واکنش نشان میدهد، درحالیکه بازاریابی هنر، تمرکز خود را پیش از رفتار بازار، بر اثر هنری قرار میدهد. (خادمی و پریخانی، ۱۳۹۵: ۸).
اقتصاد هنر، اقتصادی است که محرک اصلی آن فعالیتها، برنامهها و آثار هنری است و هنر افزون بر آنکه بهطور مستقیم در رونق آن نقش دارد، زمینهساز سایر کنشها و تولیدات اقتصادی نیز میشود. به مفهوم دیگر، هنر در این نوع اقتصاد، هم مولد است که با اقتصاد هنر ارزیابی میشود و هم محرک است که اقتصادی هنرمحور را خلق میکند. نقش موسیقی در اقتصاد اتریش یا نقش سینمای هالیوود در اقتصاد آمریکا از جمله مثالهای این پدیده اقتصادی دنیای جدید است .(کاظمی، ۱۳۸۶: ۱۱۳).
جوزف شومپیتر۲، اقتصاددان برجسته اتریشی معتقد است هنرمند واقعی را باید کارآفرین تصور کرده و همانطور که کارآفرین اقتصادی در حوزههای مختلف فعالیت اقتصادی اقدام به نوآوری و خلق شیوههای جدید میکند و در این زمینه پیروان و مقلدان خود را دارد، هنرمند واقعی نیز پیروان و مقلدان خود را دارد. از نظر ماکس وبر۳ جامعهشناس آلمانی، آنچه در حوزه هنر قابل استنباط است، تلفیقی است بین حوزه اقتصادی (که فراهم کننده مزد و سود است) از یکسو و حوزه هنر (که فراهم کنندهی پاسخهای وجودی است) از سوی دیگر. (خادمی و پریخانی، ۱۳۹۵: ۱۵-۱۲).
حراجیهای هنری یکی از مهمترین بازارهای خرید و فروش آثار هنری هستند. ارزشگذاری و خرید و فروش آثار هنری در این حراجیها، بازتابی از ارزش اقتصادی این آثار بهشمار میروند. حراجیها نشاندهنده ارزش، محبوبیت و تقاضای بازار برای آثار هنری هستند. از سوی دیگر، روند ارزشگذاری و فروش آثار هنری در حراجیها، خود بر اقتصاد هنر تأثیر بالایی میگذارد.
قیمت بالای یک اثر هنری یا تاریخی، انگیزه و جذابیت اقتصادی بیشتری برای فعالیت خانههای حراجی ایجاد میکند و همچنین باعث سرمایهگذاری بیشتر در این عرصه میشود. خانههای حراج، مکانهایی هستند که در آنها آثار هنری، از جمله نقاشی، مجسمه، عکاسی، عتیقهجات و سایر آثار هنری و تاریخی به فروش میرسند (تصویر ۱).

اقتصاد هنر و خانه حراج تهران
خانه حراج تهران در سال ۱۳۸۴ ه.ش با هدف فروش آثار هنری تأسیس شد و اولین حراجی حرفهای در ایران بهشمار میرود. این حراجی بهصورت دو فصلی (بهار و پاییز) برگزار میشود و شامل فروش آثار نقاشی، عکاسی، انواع هنرهای تجسمی و... است. حراج تهران مجوزهای لازم را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده و تحت نظارت این وزارتخانه فعالیت میکند. خانه حراج تهران تلاش دارد با الگوبرداری از حراجیهای معتبر جهانی، زمینه رشد و توسعهی بازار هنر در ایران را فراهم کند. میزان فروش حراجی تهران در ادوار گذشته به شرح ذیل است. (نمودار ۱):

آرتور شوپنهاور۴میگوید: «با اثر هنری چنان رفتار کنید که با شهریاران رفتار میکنید، بگذارید نخست او با شما آغاز سخن کند.» (صافاریان، ۱۸۰: ۲۲). تمایل مشترک بین اقتصاد و تولیدکنندگان آثار هنری از یکسو و موزهها، گالریهای خصوصی، حراجیها و خریداران آثار هنری از سوی دیگر، باعث شکوفایی رشد اقتصاد هنرِ ایران در سالهای اخیر شده است. تنها با بررسی گردش مالی حراج تهران در سالهای اخیر میتوان بهرشد روزافزون تبادل مالی در هنر ایران پیبرد.
سامانه بررسیهای اقتصادی آرتچارت۵ به نقل از آرتتَکتیک۶ اعلام کرده که اقتصاد هنر فقط در بازار آمریکا در سال ۲۰۲۱ م. رقمی معادل ۲.۲ میلیارد دلار را به خود اختصاص دادهاست (تصویر ۲). فقط در یک مورد، ادوارد دولمان۷، مدیرعامل خانه حراج فیلیپس، در سال ۲۰۲۰ م. توانست با فروش یک نقاشی منظره، از دیوید هاکنی۸، چهارمین حراج گرانقیمت سال ۲۰۲۰ م. را رقم بزند و در مجموع ۱۳۴ میلیون دلار درآمد در سال ۲۰۲۰ م. کسب نماید. (نصیری، ۱۴۰۱: ۳).

البته با شروع پاندمی کرونا، کمی از فعالیتِ بازارهای داخلی و جهانی هنر کم شد، اما یکی از موفقترین و پر سروصداترین حراجهای ایران در دی ۱۴۰۰ اتفاق افتاد. در پانزدهمین دوره حراج تهران، اثر «شاعر نشسته» از پرویز تناولی با قیمت ۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان و اثر «شیراز» از منیر فرمانفرماییان به قیمت ۱۳ میلیارد تومان رکورد گرانترین آثار بهفروش رسیده در ادوار گذشته حراج تهران را شکستند.
رکورد فروش حراج تهران در ۱۴ دوره گذشته متعلق بهیک اثر نقاشی از آیدین آغداشلو با عنوان «خاطرات امید» با قیمت ۱۳ میلیارد تومان در دوره سیزدهم بود. تا زمان شکستن رکورد فروش توسط آیدین آغداشلو، رکورد فروش حراج در طول ۱۲ دوره گذشته متعلق به اثری از سهراب سپهری با فروش پنج میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومانی در دوره نهم بود (همان: ۴).
هوشمصنوعی و تولید آثار هنری
الگوریتمهای یادگیری ماشینی۹ بهسرعت در حال پیشرفت بوده و قادر است آثار هنری اعم از آثار گرافیکی، تصویرسازی، نقاشی، موسیقی، شعر و... را خلق نماید. برخی از این آثار هنری به قدری با کیفیت و خلاقانه هستند که تشخیص آنها از آثار انسانی بسیار دشوار است. این موضوع سؤالات مهمی را در حوزه اقتصاد هنر مطرح می کند. آیا میتوان چنین آثاری را بهعنوان آثار هنری قلمداد کرد؟ ماهیت هنر چیست و یک اثر برای هنری خوانده شدن به چه ویژگیهایی نیاز دارد؟
«اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی۱۰»، مقالهای از والتر بنیامین۱۱ فیلسوف و منتقد آلمانی است که در آن به بررسی تأثیر تکنولوژی مدرن بر ماهیت اثر هنری میپردازد. بنیامین معتقد است که امکان بازتولید مکانیکی و انبوه یک اثر هنری در دوران مدرن، موجب کاسته شدن از «هاله۱۲» و ارزش ویژهای میشود که آثار هنری در گذشته داشتهاند.
زیرا در گذشته یک اثر هنری بهصورتی یکتا و منحصربهفرد وجود داشت، اما امروزه بهراحتی قابلتکثیر و پخش است. این موضوع باعث شده تا جنبه منحصربهفرد بودن و اصالت آثار هنری، دچار چالش شود. او همچنین به بُعد اجتماعی و فرهنگی این پدیده میپردازد و معتقد است که تکثیر آسان اثر هنری، بر مخاطب اثر و کارکرد اجتماعی آن تأثیر میگذارد. به عقیده بنیامین در اثر هنری مدرن، کارکرد «آیینی» جای خود را به کارکرد «نمایشی» داده است (بنیامین، ۱۳۸۰: ۱۵۲-۱۵۴).
دیدگاههای والتر بنیامین در این مقاله، بینش بدیعی درباره تأثیر فناوری بر ماهیت هنر ارائه کرده که بهطور کامل با چالشهای امروزی هنر در برابر تکنولوژیهای نوین مانند هوشمصنوعی مرتبط است. طرح این پرسش که آیا میتوان آثار هنری تولید شده بهوسیله هوشمصنوعی را بهعنوان آثار هنری به رسمیت شناخت، ریشه در همین دغدغههای مطرح شده توسط بنیامین دارد. نگرانی او در مورد کاهش ارزش و اعتبار آثار هنری با تکثیر آسان آنها، در دنیای امروز با حضور هنرمندان ماشینی مصداق پیدا میکند.
پیشبینی بنیامین در مورد تکثیر مکانیکی آثار، دقیقاً به چالشی برمیگردد که امروزه با ظهور هوشمصنوعی مواجه هستیم. هوشمصنوعی بهسادگی قادر است آثار هنری بیشماری را بدون دخالت انسان خلق کند. این مسأله، نگرانیهایی را در مورد از بین رفتن مفاهیمی مانند منحصربهفرد بودن، خلاقیت انسانی، هاله اثر هنری و نبوغ هنری به وجود آورده است.
اخیراً شاهد آن هستیم که آثار هنری توسط الگوریتمهای هوشمصنوعی و بدون دخالت انسان خلق شده و در حراجیهای معتبر به فروش میرسد. در اینباره میتوان به پرتره ادموند بلامی۱۳ اشاره کرد که تماماً توسط یک الگوریتم هوشمصنوعی، طراحی و کشیده شده است. نقاشی پرتره ادموند بلامی توسط الگوریتمی پیچیده و نوآورانه بهنام شبکه مولد متقابل۱۴ خلق شده است. این الگوریتم که توسط گروهی فرانسوی طراحی شده، با تزریق دادههای عظیمی شامل ۱۵ هزار پرتره تاریخی، توانسته روشهای خلق یک اثر هنری را یاد بگیرد. شبکه مولد متقابل یا GAN دارای دو بخش اصلی است: بخش تولیدکننده که وظیفه خلق اثر هنری را برعهده دارد و بخش تشخیصدهنده که باید تفاوت میان آثار انسانی و ماشینی را تشخیص دهد. این فرآیند تکرار میشود تا زمانی که دومی دیگر قادر به تشخیص تفاوت نباشد.
روزنامه USA Today در اینباره نوشت، این اثر در خانه حراج کریستیز۱۵ در شهر نیویورک در حالی که پیشبینی اولیه قیمت آن بین ۷ تا ۱۰ هزار دلار بود. به مبلغ حیرتانگیز ۴۳۲ هزار دلار به فروش رسید. موفقیت فروش این اثر نشان میدهد که هوشمصنوعی ظرفیت بالقوهای در خلق آثار هنری داشته و میتواند آثاری را خلق کند که مورد توجه خریداران و علاقهمندان به هنر قرار گیرد. از منظر اقتصادی نیز ظهور هنرمندان ماشینی میتواند تأثیرات شگرفی بر بازار هنر داشته باشد. کاهش هزینه تولید آثار هنری، افزایش عرضه آثار، تغییر در الگوهای مصرف و سلیقه مخاطبان، تنها بخشی از این تأثیرات است (Url 5).
هوشمصنوعی و ارزشگذاری آثار هنری در خانههای حراج
استفاده از هوشمصنوعی در حوزه هنر طی سالهای اخیر مورد توجه خانههای حراج آثار هنری و تاریخی قرار گرفته است. یکی از کاربردهای مهم هوشمصنوعی، ارزشگذاری و پیشبینی قیمت آثار هنری در حراجیها و بازارهای هنری است. سؤال کلیدی این است که آیا هوشمصنوعی قادر است زیبایی یک اثر هنری و در نتیجه ارزش آن را درک کند؟ زیباییشناسی همواره یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین حوزههای تاریخ و فلسفه هنر بوده است.
دکتر حسن بلخاری قهی پژوهشگر حوزه زیباییشناسی هنر درباره این مفهوم میگوید: «از افلاطون تا به امروز بحث در باب زیبایی دغدغه فلاسفه غرب بوده است و همواره نیز در میان دو قطب متقابل خویش سرگردان: زیبایی کیفیتی در ادراک است یا جمع عناصری در اعیان؟ به عبارتی یک امر ذهنی است یا امری عینی؟ Objective است یا Subjective؟» (بلخاری قهی، ۱۴۰۰: ۱۰). تلاش برای تعریف عام و فراگیر از زیبایی، از دوران یونان باستان تاکنون ادامه دارد و همچنان بیپاسخ مانده است؛ پرسشهای بنیادینی که مطرح میشود این است که آیا میتوان مفهوم انتزاعی و پیچیده زیبایی را بهگونهای تبیین کرد که برای هوشمصنوعی قابل فهم باشد و از این گذر بتواند به ارزش واقعی اثر هنری پی ببرد؟
هوشمصنوعی برای ارزیابی آثار هنری و تاریخی از معیارهای مختلفی مانند شهرت هنرمند، دوره و اهمیت تاریخی، شرایط و روند بازار استفاده میکند.
این فرآیند میتواند شامل تجزیه و تحلیل طیف وسیعی از دادهها از جمله سوابق حراج، آرتفر۱۶و تاریخچه فروش در بازارها بهخصوص حراجیهای بینالمللی و بازارهای آنلاین باشد. با این روش، میتوان بهدقت بیشتری در پیشبینی ارزش آثار هنری دست یافت.

پلتفرمهای هوشمصنوعی، خانههای حراج و ارزشگذاری آثار
در سالهای اخیر خانههای حراج مشهور مانند ساتبیز۱۷و کریستیز سعی کردهاند از هوشمصنوعی برای ارزشگذاری آثار هنری و تاریخی استفاده کنند. این امر میتواند به خانههای حراج کمک کرده تا قیمتهای دقیقتری را ارائه دهند و از رقابت غیرمنصفانه جلوگیری کنند. هوشمصنوعی همچنین میتواند به خریداران و فروشندگان کمک کند تا اطلاعات بیشتری در مورد ارزش آثار هنری کسب نمایند. در ادامه به برخی از این پلتفرمهای هوشمصنوعی که به کمک خانههای حراج آمدهاند پرداخته میشود.
استارتاپ Thread Genius Sotheby’s
ساتبیز، یکی از بزرگترین و قدیمیترین خانههای حراج هنری در جهان است. ساتبیز شرکتی بهنام Thread Genius را بهمنظور ساخت فناوری تشخیص تصاویر خریداری کرده است (تصویر ۴). Thread Genius یک استارتاپ دارای هوشمصنوعی است که مجموعهای از الگوریتمها را توسعه داده است. این فناوری قادر به شناسایی فوری اشیا و پیشنهاد تصاویر مشابه به بیننده است. با این خرید، ساتبیز قصد دارد یک موتور پیشنهاد دهنده مبتنی بر هوشمصنوعی برای خود بسازد و از دیتابیس هنری بهنام Mei Moses Art Indices که در سال ۲۰۱۶ تهیه کرده، استفاده کند. ساتبیز با این حرکت جسورانه، بهدنبال گسترش فعالیتهایش در حوزه فناوری است.

پلتفرم Artory
آرتوری یک پلتفرم آنلاین است (Url 6) که از هوشمصنوعی برای ارزیابی قیمت آثار هنری استفاده میکند. این پلتفرم از یک پایگاه داده عظیم از آثار هنری و دادههای بازاریابی استفاده میکند تا ارزش احتمالی یک اثر هنری را برآورد کند.
آرتوری یک شرکت استارتاپی در زمینه هنر است که در سال ۲۰۱۷ م. تأسیس شده و مقر آن در نیویورک و لندن است (تصویر ۵). این شرکت از تکنولوژی بلاکچین برای ایجاد یک سیستم شفاف و قابل اعتماد برای ثبت و ردیابی مالکیت آثار هنری استفاده می کند.
در سال ۲۰۱۸ م. خانه حراج کریستیز همکاری خود را با استارتاپ آرتوری آغاز کرد. این همکاری به کریستیز این امکان را میدهد تا از فناوریهای هوشمصنوعی و یادگیری ماشینی آرتوری برای بهبود فرآیندهای قیمتگذاری، شناسایی و تأیید آثار هنری و ارائه اطلاعات بیشتر به خریداران و فروشندگان خود استفاده کند. بر اساس این همکاری، کریستیز از فناوریهای آرتوری برای قیمتگذاری آثار هنری در حراجهای خود استفاده خواهد کرد. همچنین کریستیز از فناوریهای آرتوری برای شناسایی و تأیید آثار هنری قبل از حراج استفاده می کند. این امر به کریستیز کمک میکند تا از فروش آثار هنری جعلی جلوگیری کند.
هدف اصلی آرتوری ایجاد یک بایگانی جهانی از آثار هنری برای جلوگیری از جعل و تقلب در این صنعت است. این شرکت از فناوری رجیستری۱۸ استفاده میکند که یک سیستم غیرمتمرکز بر پایه بلاکچین۱۹ است و با ثبت دادههای مربوط به یک اثر هنری از جمله مشخصات فروشنده، مشتری، قیمت و تاریخ فروش، یک سابقه غیرقابل تغییر از این اطلاعات را فراهم میکند. آرتوری با تکیه بر تکنولوژی بلاکچین و استفاده از تیمی متخصص و حرفهای در زمینههای مختلف میکوشد تا شفافیت، صحت و اعتماد را در صنعت هنر بهبود بخشد.
در مجموع، پلتفرم آرتوری یک پلتفرم ارزشمند برای خانههای حراج، گالریها، موزهها و سایر افراد علاقهمند به بازار هنر است. این پلتفرم میتواند به هنرمندان و خریداران آثار هنری و تاریخی کمک کرده تا آثار را ارزیابی و، روندهای بازار هنر را ردیابی کرده و اطلاعات لازم برای تصمیم گیریهای آگاهانه را کسب کنند.

پلتفرم Artprice
آرتپرایس یک پایگاه داده آنلاین است که ارزش آثار هنری را در حراجیها و بازارهای ثانویه ردیابی میکند (Url 7). این پایگاه داده شامل بیش از ۳۰ میلیون قیمت حراجی، ۸۲۷,۶۰۰ هنرمند و ۱۶,۵۴۱,۴۰۰ اثر هنری است (تصویر ۶). آرتپرایس از هوشمصنوعی برای شناسایی الگوها و روندهای ارزشگذاری استفاده کرده تا قیمت احتمالی یک اثر هنری را برآورد کند. این پایگاه داده از یک الگوریتم یادگیری ماشینی استفاده میکند که روی دادههای قیمت حراجیها و سایر دادههای بازار هنر آموزش دیده است.
Artprice ابزارهای مختلفی را برای تخمین قیمت آثار هنری ارائه میدهد. این ابزارها عبارتند از:
- Artprice Index: یک شاخص قیمت است که تغییرات قیمت آثار هنری را در طول زمان ردیابی میکند.
- Artprice by Artist: یک صفحه برای هر هنرمند است که قیمت آثار هنری آن هنرمند را در طول زمان ردیابی میکند.
- Artprice by Auction House: یک صفحه برای هر حراجی است که قیمت آثار هنری فروخته شده در آن حراجی را در طول زمان ردیابی میکند.

پلتفرم MutualArt
MutualArt یک پلتفرم آنلاین است (تصویر ۷) که اطلاعات و دادههای بازار هنر را ارائه میدهد (Url 8). این پلتفرم از هوشمصنوعی برای تجزیه و تحلیل دادههای بازار هنر استفاده میکند تا ارزش احتمالی یک اثر هنری یا تاریخی را برآورد کند. MutualArt در سال ۲۰۰۸ م. تأسیس شد. این سایت به خریداران و فروشندگان آثار هنری کمک میکند تا اطلاعات و دادههای مورد نیاز خود را برای خرید و فروش آثار هنری پیدا کنند.

پلتفرم Mearto
میآرتو یک پلتفرم آنلاین است (Url 9) که از هوشمصنوعی برای ارزیابی قیمت آثار هنری، عتیقهجات و کلکسیونها استفاده میکند. این پلتفرم از یک پایگاه داده عظیم از آثار هنری و اطلاعات کلان بازارهای مالی هنر استفاده میکند تا ارزش احتمالی یک اثر هنری را برآورد کند. با استفاده از این پلتفرم، میتوان بهراحتی از خانه با یک کلیک، نظر یک متخصص درباره ارزش آثار گرانبها و خاص را دریافت کرد. علاوه بر این، میآرتو امکان فروش آثار هنری را با شرکای خود نیز فراهم کرده است.
پلتفرم Artive:
آرتیو یک پلتفرم آنلاین غیرانتفاعی است (Url 10) که از هوشمصنوعی برای کمک به محافظت از میراث فرهنگی و هنری استفاده میکند (تصویر ۸). این پلتفرم شامل یک پایگاه داده عظیم از آثار هنری و فرهنگی است. این اشیا شامل آثار هنری، عتیقهجات و سایر اشیای فرهنگی هستند که ادعا میشود بهطور غیرقانونی بهدست آمده یا از مکان اصلی خود خارجشدهاند. آرتیو از هوشمصنوعی برای شناسایی و ردیابی این اشیا استفاده میکند. این پلتفرم از یک الگوریتم یادگیری ماشینی استفاده میکند که روی دادههای تصویری و متنی آموزش دیده است. این الگوریتمها میتوانند اشیای سرقتی یا گمشده را در تصاویر و سایر دادههای آنلاین شناسایی کنند.
آرتیو همچنین از هوشمصنوعی برای آموزش افراد در مورد اهمیت محافظت از میراث فرهنگی استفاده میکند. این پلتفرم شامل ابزارهای آموزشی و منابعی است که به افراد کمک میکند تا در مورد تجارت غیرقانونی آثار هنری و عتیقهجات بیاموزند. آرتیو برای خانههای حراج، موزهها، گالریها، سازمانهای دولتی و سایر افراد علاقهمند به محافظت از میراث فرهنگی و آثار هنری یک ابزار ارزشمند است.

جمعبندی:
هنر و هوشمصنوعی دو حوزه به ظاهر متفاوت، اما در عمل دارای ارتباطی نزدیک و دوسویهاند. هنر به مثابه مجموعهای از خلاقیتها و بیانهای فرهنگی و فلسفی بشر، همواره نیازمند درک و تفسیر انسانی بوده است و در مقابل، هوشمصنوعی بهعنوان فناوری نوپایی که توانایی تجزیه و تحلیل حجم عظیمی از دادهها و الگویابیهای پیچیده را دارد، میتواند به نتایجی دست یابد که برای کارشناسان امری دشوار و زمانبر است.
البته استفاده از هوشمصنوعی در قیمتگذاری آثار هنری نیز چالشهایی دارد؛ هوشمصنوعی ممکن است با دادههای نادرست یا گمراهکننده آموزش ببیند. این امر میتواند منجر به ارزشگذاریهای نادرست آثار هنری و تاریخی شود. چالش دیگر این است که الگوریتمهای یادگیری ماشینی ممکن است قادر به درک تمام عواملی که بر ارزشگذاری آثار هنری تأثیر میگذارد، نباشند. زیباییشناسی و تفسیر آثار هنری معمولاً بسیار ذهنی و فردی هستند و ممکن است دارای عناصری فراتر از دادههای کمی باشند که قابل تحلیل توسط هوشمصنوعی نیستند. هنر میتواند احساسات، تجربیات تاریخی و فرهنگی یا جنبههایی مبهم زیادی داشته باشد که بر تعیین ارزش آن تأثیر میگذارد و بهسادگی توسط الگوریتمها قابل درک نیستند. با توجه به این محدودیتها، ممکن است خانههای حراج همچنان به تجزیه و تحلیل هنر از دیدگاه کارشناسان انسانی برای ارزشگذاری آثار فرهنگی و هنری نیاز داشته باشند.
هوشمصنوعی میتواند ابزاری مفید باشد، اما در حال حاضر در ابتدای راه بوده و نباید کاملا بهعنوان جایگزینی برای تفسیر و قضاوت انسانی در نظر گرفته شود. در مجموع، استفاده از هوشمصنوعی در قیمتگذاری آثار هنری یک روند روبه رشد است. این امر میتواند به خانههای حراج، خریداران و فروشندگان کمک کند تا اطلاعات بیشتری در مورد ارزش آثار هنری کسب کرده و تصمیمات دقیق تری بگیرند.
پینوشتها:
۱- AI: Artificial Intelligence
۲- Joseph Schumpeter
۳- ماکس وبر (Max Weber) - (۱۸۶۴ - ۱۹۲۰)، جامعهشناس، تاریخدان، حقوقدان و استاد اقتصاد سیاسی آلمانی بود که بهعنوان یکی از اثرگذارترین نظریهپردازان توسعه مدرن جهان غرب شناخته میشود.
۴- Arthur Schopenhauer
۵- Art Chart
۶- Outlook ArtTactic
۷- Edward James Dolman
۸- دیوید هاکنی (David Hockney) - (۱۹۳۷ م.)، نقاش، طراح، چاپگر، عکاس انگلیسی و یکی از مهمترین پیشگامان جنبش پاپ آرت دهه ۱۹۶۰ است.
۹- Machine Learning
۱۰- ۱۹۳۵ Das Kunstwerk im Zeitalter seiner technischen Reproduzierbarkeit,
۱۱- والتر بنیامین (Walter Bendix Schönflies Benjamin) یکی از برجستهترین منتقدان و نظریهپردازان ادبی و فرهنگی قرن بیستم است. والتر بنیامین در حوزههای متعددی چون زیباییشناسی، نقد ادبی، فلسفه و فرهنگ قلم زده است. نظریات و دیدگاههای او در این زمینهها تاثیر فراوانی بر جوامع دانشگاهی و غیردانشگاهی گذاشته است. نوشتههای او در باب نظریات هنری و زیباییشناسی، مورد توجه نظریهپردازان حوزههایی چون نقد ادبی، تاریخ هنر و رسانهها بوده است. وی در سال ۱۹۴۰ در ۴۸ سالگی درگذشت.
۱۲- The Aura
۱۳- Edmond de Belamy
۱۴- GAN: Generative Adversarial Network
۱۵- Auction House Christie’s
۱۶- آرت فر (Art Fair) به عنوان یک نمایشگاه هنری با تعداد زیادی غرفه، میزبان گالریها، مجموعههای مختلف، موزهداران و هنرمندان مستقل است. هدف این نمایشگاه، نمایش آثار هنری به منظور فروش به مجموعهداران محلی و بینالمللی است.
۱۷- Sotheby’s Auction House
۱۸- Registry
۱۹- Blockchain
منابع:
- بلخاری قهی، حسن. (۱۴۰۰). در باب زیبایی: زیباییشناسی در حکمت اسلامی و فلسفه غربی. دانشگاه تهران و University of Tehran (ویرایش [ویراست ۲].). دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات، تهران.
- بنیامین، والتر (۱۳۸۰)، «اثر هنری در عصر باز تولید مکانیکی»، ترجمه شیریندخت دقیقیان، مجله مطالعات نظری و فلسفی هنر، زیبا شناخت، شماره ۵، ۱۶۶-۱۵۱.
- خادمی، مهدی؛ و پریخانی، شاهین (۱۳۹۵)، استراتژی بازاریابی هنر، چاپ اول، تهران: انتشارات سیته.
- صافاریان، روبرت (۱۳۸۰)، گفتههای بزرگان هنر، چاپ اول، تهران: انتشارات مهراز.
- کاظمی، مرتضی (۱۳۸۶)، «درآمدی بر اقتصاد هنر ایران (از منظر برخی مبانی نظری و رهیافتهای تجربی)»، آینه خیال، دوره سوم، شماره اول، صص ۱۱۵-۱۱۲.
- نصیری، مهدی (۱۴۰۱)، پژوهشی در مبانی نظری و اجرایی مدیریت تبلیغات و برندینگِ آثار و مفاخر فرهنگی و هنری ایران اسلامی، پایاننامه مقطع ارشد، استاد راهنما: دکتر حسن بلخاری قهی، دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا، گروه مطالعات عالی هنر.
منابع اینترنتی:
Url 1: https://designer.microsoft.com/
Url 3: https://tehranauction.com/auctions/
Url 6: https://www.artory.com/
Url 7: https://www.artprice.com/
Url 8: https://www.mutualart.com/
Url 9: https://mearto.com/

توضیح تصویر
کامبیز درمبخش
۷۰ × ۱۰۰ سانتیمتر
تاریخ اثر: ۱۳۹۳
برآورد قیمت: ۷۰۰ - ۵۰۰ میلیون تومان
قیمت فروش: ۵۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان
هجدهمین حراج تهران - حراج آنلاین